ذبيح الله صفا
824
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
امير خسرو دهلوى و امير حسن دهلوى بوده دربارهء او چنين نوشته است : « دوم شاعرى از شعراى يگانه در عصر علائى ( يعنى علاء الدين محمد خلجى ) امير حسن سجزى بوده است و او را تأليفات نظم و نثر بسيارست و بسلامت تركيب و روانى سخن آيت بوده است و از بس كه غزلهاى وجدانى در غايت روانى بسيار گفته است او را سعدى هندوستان خطاب شده بود . امير حسن مذكور باوصاف و اخلاق مرضيه متصف بوده است و بعزّت خداوندان مكارم اخلاق كه در لطائف و ظرائف و مجلسها و استحضار اخبار سلاطين و اكابر و علماء بزرگ دهلى و استقامت عقل و زىّ و زيست صوفيه و لزوم قناعت و اعتقاد پاكيزه و خوش بودن و خوش گذرانيدن بىاسباب دنيا و تجرّد و تفرّد از علائق دنيا همچون او كسى را كمتر ديدهام ؛ و سالها مرا با امير خسرو و امير حسن مذكور تردّد و يگانگى بوده است ، و نه ايشان بىصحبت من بتوانستندى بود و نه من توانستمى كه بىمجالست ايشان گذرانم ، و از محبت من ميان اين هردو استاد قرابتى شد و در خانهاى يكديگر آمد و شد گرفتند ؛ و از نهايت اعتقادى كه امير حسن به خدمت شيخ [ نظام الدين اوليا ] داشت آنچه در مدت ارادت خود در مجالس شيخ شنيده است عين ملفوظ شيخ در چند جلد جمع كرده است و آن را فوائد الفؤاد نام نهاده ، و اين فوائد الفؤاد او دستور صادقان ارادت شده است . و امير حسن را نيز چند ديوانست و صحايف به نثر و مثنويات بسيار است ، و چنان شيرين مجلس و ظريف و خوشباش و مزاج دان و مؤدب و مهذّب بود كه ما را راحتى و انسى كه به مجالست او مىشد از مجالست غير او نيافتيم » « 1 » . مولانا سيد محمد مبارك علوى الكرمانى كه از قريب العهدان نظام الدين اوليا بوده در كتاب نفيس سير الاولياء در زمرهء مريدان و اصحاب نظام اوليا نام حسن و شرحى را در باب او بدينگونه آورده است « 2 » : « منهم آن ملك الملوك فضلا و آن بلطافت طبع دلربا يعنى امير حسن علاء سجزى كه غزليات جگرسوز او از چقمق دلهاى عاشقان آتش محبت
--> ( 1 ) - نقل از مقدمهء ديوان حسن دهلوى چاپ حيدر آباد دكن ( 2 ) - سير الاوليا ، چاپ هند سال 1302 هجرى قمرى ص 308